شعری زیبا از سعدی
" گلی خوشبوی در حمام روزی رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گل نشستم
کمال همنشین بر من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم"
به امید آنکه همیشه همنشین های خوبی داشته باشید.
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 1:59 توسط احمد احمدی گورجي
|