ابياتي که مصراع دوم آنها مشهورتراست

1-گر دایره ی کوزه زگوهر سازند از کوزه همان برون تراود که در اوست. بابا افضل 2-با سیه دل چه سود گفتن وعظ نرود میخ آهنین در سنگ سعدی 3-هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست حافظ 4-چنین است رسم سرای درشت گهی پشت به زین و گهی زین به پشت فردوسی 5-امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسان مرابه خیر تو امید نیست، شر مرسان سعدی 6-صوفی نشود صافی ، تا درنکشد جامی بسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی 7-در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب یارب مباد آن که گدا معتبر شود حافظ 8-در محفل خود راه مده همچومنی را افسرده دل افسرده کند انجمنی را قائم مقام 9-مرو به هند و بیا با خدای خویش بساز که به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است 10-منظر دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته در آید حافظ 11-زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی، چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی....

تقديم به شما...

ﮔﻠﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺰﻭﺍﯼ ﺟﻨﮕﻞ ﻣﯿﺮﻭﯾﻨﺪ ﻋﻄﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ آنجا ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ آن ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﭼﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﭼﻪ ﻧﮕﺬﺭﺩ ﻣﻌﻄﺮ ﺑﻮﺩﻥ، ﻃﺒﯿﻌﺖ ﮔﻞ ﺍﺳﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ و بی هیچ توقعی لبخند میزنند ومهربانند تقدیم به آنهایی که بی توقع مهربانند، تقدیم به شما ...

جمله اي از پروفسور سميعي

زیباترین پست سال!!! متنی زیبا از پرفسور سمیعی محله ما یک رفتگر دارد، صبح که با ماشین از درب خانه خارج می شوم سلامی گرم می کند و من هم از ماشین پیاده می شوم و دستی محترمانه به او می دهم، حال و احوال را می پرسد و مشغول کارش می شود. همسایه طبقه زیرین ما نیز دکتر جراح است، گاهی اوقات که درون آسانسور می بینمش سلامی می کنم و او فقط سرش را تکان می دهد و درب آسانسور باز نشده برای بیرون رفتن خیز می کند. به شخصه اگر روزی برای زنده ماندن نیازمند این دکتر شوم، جارو زدن سنگ قبرم به دست آن رفتگر، بشدت لذت بخش تر از طبابت آن دکتر برای ادامه حیاتم است. تحصیلات مطلقا هیچ ربطی به شعور افراد ندارد.

خبرفوري!!!

جهت تقویت تیم مذاکره کننده هسته ای بابا پنجعلی هم به تیم مذاکرات ملحق شد!!! لازم به ذکر است بابا پنجعلی وظیفه گفتن 👈الکی میگه..... در قبال وعده های امریکایی ها و جمله👈 بخوابونم تودهنش ......در قبال تهدید های غرب را بر عهده دارد!!! اینو دیگه نشنیده بودین👌😁

آخرسال و مردبودن!!!

آخراي ساله امسال سال اسب بود خيلي ها تاختن خيلي ها باختن خيلي ها سوختن خيلي ها ساختن خيلي ها نَفَس کشيدن خيلي ها از نَفَس اُفتادن خيلي ها مريض بودن حالا خوب شدن خيلي ها خوب بودن الان بيمارَن خيلي ها ميخنديدن الان گريه ميکنن خيلي ها گريه ميکردن الان ميخندَن خيلي ها نبودن حالا هستن خيلي ها بودن حالا نيستن خيلي ها اومدن خيلي ها رفتن اونايي که اومدن شايد هميشه نَمونَن اما اونايي که رفتن برا هميشه رفتن زندگي خيلي سخته اما گاهي به سختيش مي أَرزه مهم نيست که دنيا خيلي نامرده مهم اينه که ما مَرد باشيم بيايْن قدر همو بدونيم نذاريم از هم دور بمونيم