هوش و زرنگي

Ahmad Ahmadi: ‌ ✅ تو یک پرواز بین المللی یه آقای منهدس کنار یه وکیل نشسته بود. وکیل تو حال خود ش بود و داشت استراحت میکرد،که مهندس ازش پرسید: حاضرید برای زود گذشتن وقت یه بازی کنیم؟ وکیل که حوصله یه هم صحبت پرگو را نداشت تمایلی نشون نداد. مهندس ادامه داد: بازی سخت نیست!!! از همدیگه سوال میپرسیم هر سوالی رو که من نتونستم جواب بدم به شما پنج دلار میدم و هر سوالی که شما نتونستین جواب بدین شما پنج دلار میدین وکیل گفت:ممنون از پیشنهادتون ولی تمایلی ندارم وچشماشو بست و شروع به استراحت کرد چند دقیقه بعد مهندس که کلافه شده بود گفت:شرایط بازی رو عوض میکنیم اگه شما جواب رو نمیدونستین پنج دلار میدین اما اگه من بلد نبودم پنجاه دلار میدم، قبول؟؟؟ وکیل چشماشو باز کرد وگفت سوالتو بپرس مهندس پرسید:فاصله زمین تا خورشید چند میلیمتره؟؟؟وکیل بلافاصله از تو کیفش پنج دلار درآورد وداد به مهندس.حالا نوبت سوال وکیل بود وکیل پرسید:اون چیه که وقتی میره بالای تپه سه تا پا داره اما وقتی بر میگرده دو تا؟؟؟ مهندس هرچی فکر کردوبه ذهنش فشار آورد جوابی به ذهنش نرسید،توی کتاب معمایی که همراهش بودگشت اما چیزی دستگیرش نشد،حتی به چنتا از دوستانش زنگ زد اما اونا هم جواب رو بلد نبودند لبتابش را در آورد واین سوال را در گوگل سرچ کرد اما هیچ نتیجه ای نگرفت آخر سر مهندس نا امیدانه یه پنجاه دلاری از تو کیفش در آورد وبه وکیل داد وکیل تشکر کرد ودوباره مشغول استراحت شد،مهندس ازش پرسید:حالا واقعا اون چیه که وقتی میره بالا سه تا پا داره اما وقتی بر میگرده دوتا؟؟؟ وکیل یه پنج دلاری از تو کیفش در آورد و به مهندس داد ودوباره خوابيد،...!!! برگرفته از کانال مدرسه حقوق

آيا مي دانستيد

❗️❗️❗️ درزمان قديم که يخچال نبود، خنك‌ترين آب قنات در تهران، قناتى بود كه بعدها زندان قصر در آن ساخته و بنا شد. بعد از آن، هركس به زندان مي‌افتاد، مي‌گفتند رفته آب خنك بخوره. و اين اصطلاح بعدها شامل همه زنداني‌هايي شد كه به زندان مي‌افتادند!! ❗️❗️❗️❗️❗️❗ قدیما که تهرانیها با ماشین دودی میرفتن زیارت شاه عبدالعظیم پول رفت و برگشت ماشین رو باید اول میدادن برای همین اهالی شهر ری که مطمئن بودن اینا چون پول بلیط رو قبلا دادن حتما برمیگردن خونه هاشون, الکی تعارف میکردن که تو رو خدا شب پیش ما باشین!!! . . از اونجا تعارف شاه عبدالعظیمی ضرب المثل شد... ❗️❗️❗️❗️❗️❗ جامهای شراب در قدیم دارای هفت خط بودند و هرکس بنا بر ظرفیتش تا یک خط خاص میتوانست شراب بنوشد. این خطها عبارت بودند از ۱-مزور ۲-فرودینه ۳-اشک ۴-ازرق ۵-بصره ۶-بغداد ۷-جور. هرکس شراب خوار قهاری بود و میتوانست تا خط هفتم شراب بخورد به هفت خط معروف میشد. بعضی مواقع شخصی برای خودنمایی تقاضای پر کردن جام تا خط هفتم میکرد ولی نمیتوانست همه شراب را بنوشد.در اینجا دوستانش برای حفظ آبروی او تا خط جور ,شراب او را سر میکشیدند و اصطلاح جور کسی را کشیدن از اینجا ضرب المثل گردید ❗️❗️❗️❗️❗️❗️ اصطلاح "بوق سگ" چیست؟ اینکه گفته می شود از صبح تا بوق سگ سر کارم!! در قدیم بازارها دارای چهار مدخل بودند که شبانگاهان انان را با درهای بزرگ می بستنذ. وتمامی دکانها نیز به همین طریق قفل می شدند .از انجا که همیشه احتمال خطر میرفت،نگهبانانی نیز شب در بازار پاسبانی میدادند. به دلیل اینکه نمی توانستندتمامی بازار را کنترل کنند ، سگهای وحشی به همراه داشتند که به جز خودشان به ** دیگری رحم نمی کردند. پاسبانان شب، در ساعت معینی از شب، در بوق بزرگی که ازشاخ قوچ بود ، با فاصله زمان معینی می دمیدند . بدین معنا که عنقریب سگها را دربازار رها خواهیم کرد . دکانداران نیز سریع محل کسب خود را ترک کرده وبه مشتریان خود میگفتند دیر وقت است وبوق سگ را نواختند. از ان زمان بوق سگ اصطلاح دیر بودن معنا گرفته ! ❗️❗️❗️❗️❗️❗️ به مختارالسلطنه گفتند که ماست در تهران خیلی گران شده است. فرمان داد تا ارزان کنند. پس از چندی ناشناس به یکی از دکان‌های شهر سر زد و ماست خواست. ماست فروش که او را نشناخته بود پرسید : چه جور ماستی می‌خواهی ؟ ماست خوب یا ماست مختارالسلطنه ! وی شگفت‌زده از این دو گونه ماست پرسید. ماست فروش گفت: ماست خوب همان است که از شیر می‌گیرند و بدون آب است و با بهای دلخواه می‌فروشیم. ماست مختارالسلطنه همین تغار دوغ است که در جلوی دکان می‌بینی که یک سوم آن ماست و دو سوم دیگر آن آب است و به بهایی که مختارالسلطنه گفته می‌فروشیم. تو از کدام می‌خواهی؟! مختارالسلطنه دستور داد ماست فروش را جلوی دکانش وارونه از درختی آویزان کرده و بند تنبانش را دور کمر سفت ببندند. سپس تغار دوغ را از بالا در لنگه‌های تنبانش بریزند و آنقدر آویزان نگهش دارند تا همه آب‌هایی که به ماست افزوده از تنبان بیرون بچکد! چون دیگر فروشنده‌ها از این داستان آگاه شدند، همگی ماست‌ها را کیسه کردند!!! وقتى ميگن فلانى ماستشو كيسه كرده يعنى اين...

آيافشارقبرواقعيت دارد؟

🌾🌙چگونگی مرگ واقعی 🌿🌾🌙 استادالهی قمشه اي. فیلسوف بزرگ جهانی اینگونه می گوید که مرگ واقعی چگونه است. خداشاهده یکی از بهترین وزیباترین مطالبی بود که در طول عمرم خونده بودم آیا فشار قبر واقعیت دارد؟ استادالهی قمشه اي جدا شدن روح از بدن هنگام مرگ قطعی ، در کسری از ثانیه انجام میشود . این لحظه چنان سریع اتفاق می افتد که حتی کسی که چشمانش لحظه مرگ باز است فرصت بستن آن را پیدا نمیکند . یکی از شیرین ترین تجربیات انسان دقیقا لحظه جدا شدن روح از جسم میباشد . یه حس سبک شدن و معلق بودن . بعد از مرگ اولین اتفاقی که می افتد این است که روح ما که بخشی از آن هاله ذهن است و در واقع آرشیو اطلاعات زندگی دنیوی اوست شروع به مرور زندگی از بدو تولد تا لحظه مرگ میکند و تصاویر بصورت یک فیلم برای روح بازخوانی میشود . شاید گمان کنیم که این اتفاق بسیار زمان بر است . زمان در واقع قرارداد ما انسانهاست . این ما هستیم که هر دقیقه را 60 ثانیه قرارداد میکنیم . اما زمان در واقع فراتر این تعاریف است . با مرور زندگی ، روح اولین چیزی که نظرش به آن جلب میشود، وابستگیهای انسان در طول زندگی میباشد . برخی از این وابستگی ها در زمان حیات حتی فراموش شده بود ولی در این مرحله دوباره خودنمایی میکند .میزان و لول وابستگی دنیوی برای هرکس متغیر است . روح از بین خاطراتش وابستگی های خود را جدا میکند . این وابستگی ها هم مثبت است هم منفی . مثلا وابستگی به مال دنیا یک وابستگی منفی و وابستگی مادر به فرزندش هم نوعی دلبستگی و وابستگی مثبت محسوب میشود . ولی به هرحال وابستگی ست . این وابستگی ها کششی به سمت پایین برای روح ایجاد میکند که او را از رفتن به سمت هادی یا راهنما جهت خروج از مرحله دنیا باز میدارد . یعنی روح بعد از مرگ تحت تاثیر دو کشش قرار میگیرد . یکی نیروی وابستگی از پایین و دیگری نیروی بشارت دهنده به سمت مرحله بعد . اگر نیروی وابستگی ها غلبه داشته باشد باعث میشود روح تمایل پیدا کند که دوباره وارد جسم گردد . چون توان دل کندن از وابستگی را ندارد و دوست دارد دوباره آن را تجربه کند . به همین جهت روح به سمت جسم رفته و تلاش میکند🌙 جسم مرده را متقاعد کند که دوباره روح را بپذیرد . فشاری که به "روح" وارد میشود جهت متقاعد کردن جسم خود در واقع همان فشار قبر است . این فشار به هیچ وجه به جسم وارد نمیشود . چون جسم دچار مرگ شده و دردی را احساس نمیکند . پس فشار قبر در واقع فشار وابستگی هاست و هیچ ربطی ندارد که شخص قبر دارد یا ندارد . این فشار هیچ ربطی به شب زمینی ندارد و میتواند از لحظه مرگ شروع گردد . یکی از دلایل تلقین دادن به فرد فوت شده در واقع این است که به باور مرگ برسد و سعی در برگشت نداشته باشد . بعد از مدتی روح متقاعد میشود که تلاش او بیهوده است و فشار قبر از بین میرود . وابستگی ها باعث میشود که روح ، شاید سالها نتواند از این مرحله بگذرد . بحث روح های سرگردان و سنگین بودن قبرستانها بدلیل همین وابستگی هاست . گاهی تا سالها فرد فوت شده نمیتواند وابستگی به قبر خود و جسمی که دیگر اثری از آن نیست را رها کند . به امید اینکه بتوانیم به درک این شعر برسیم:🌙🌾 💞🌿 دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ ... بگذار و بگذر ببین و دل مبند چشم بینداز و دل مباز که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت ... نگذارید گوشهایتان گواه چیزی باشد که چشمهایتان ندیده، نگذارید زبانتان چیزی را بگوید که قلبتان باور نکرده... "صادقانه زندگی کنید" ما موجودات خاکی نیستیم که به بهشت میرویم. ما موجودات بهشتی هستیم که از خاک سر برآورده ایم...

کف دست...

ﺷﮑﻞ ﮐﻒ ﺩﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﺜﻠﺜﯽ . ﺍﮔﺮ ﮐﻒ ﺩﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻣﺜﻠﺚ ﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﺩﯼ ﻧﺎ ﺍﺭﺍﻡ ﻫﺴﺘﯿﺪ ، ﺷﻤﺎ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﻣﺎﺟﺮﺍﺟﻮﯾﺎﻧﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ : ﺻﻌﻮﺩ ﺑﻪ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ، ﻗﺎﯾﻖ ﺳﻮﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﻭ ... ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ ﻭ ﻣﺎﯾﻠﯿﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﺸﻒ ﻧﻤﺎﺋﯿﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺮﮐﺎﺭ ﻭ ﭘﺮ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ، ﺷﻤﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﻣﺮ ﻭ ﻧﻬﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﻧﻔﺮ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻘﺶ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺪﻫﻨﺪ . . . ﺷﮑﻞ ﮐﻒ ﺩﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﺪﻭﺭ ﻭ ﮔﺮﺩ . ﺍﮔﺮ ﮐﻒ ﺩﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﮔﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺷﻤﺎ ﻣﺎﯾﻠﯿﺪ ﺗﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﺟﺸﻦ ﻫﺎ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﯾﺪ ، ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺒﺎﺩﻝ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ . ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﭼﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﺎﻟﯽ ﻭ ﭼﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺭﻭﺣﯽ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻭ ﺷﺎﺩﻣﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﯾﺪ ؛ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﯾﺪ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻭﻗﻒ ﯾﺎﺭﯼ ﻭ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﻤﺎﺋﯿﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﻫﯿﺎ ﯾﮑﻨﻮﺍﺧﺖ ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺯﻭﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﯾﺪ . . ﺷﮑﻞ ﮐﻒ ﺩﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﺮﺑﻊ . ﺍﮔﺮ ﮐﻒ ﺩﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻣﺮﺑﻊ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ ﭘﺲ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﺩﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻭﻗﺘﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺁﺯﺍﺩ ﺳﭙﺮﯼ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ، ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺑﺪﻧﯽ ﻗﻮﯼ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻓﺮﺩﯼ ﭘﺮ ﺗﺤﺮﮎ ﻣﯿﺒﺎﺷﯿﺪ . ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺍﻫﻤﯿﺘﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻃﺮﺍﻓﺘﺎﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﭼﻨﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﮐﺎﻓﯽ ﻭ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺶ ﺍﺳﺖ ، ﺷﻤﺎ ﻣﺎﯾﻞ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻤﺎﺋﯿﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﻣﻨﻈﻤﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺮﺳﺎﻧﯿﺪ . ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩ ﻓﺮﺩﯼ ﻣﺎﻫﺮﯾﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺳﺎﺧﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ . . . ﺷﮑﻞ ﮐﻒ ﺩﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﺴﺘﻄﯿﻞ . ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﺨﯿﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯾﺪ ، ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻓﮑﺮ ﭘﻮﯾﺎ ﻭ ﺧﻼﻗﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺷﻌﺮ ﯾﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ . ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺣﺴﺎﺱ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ ﺷﻮﯾﺪ ، ﺷﻤﺎ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺤﺚ ﻭ ﺟﺪﻝ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﺑﯿﺰﺍﺭﯾﺸﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﺪ ﺷﻌﺮ ﯾﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ . ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺣﺴﺎﺱ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ ﺷﻮﯾﺪ ، ﺷﻤﺎ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺤﺚ ﻭ ﺟﺪﻝ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﺑﯿﺰﺍﺭﯾﺪ . ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻥ ﻭﻗﺖ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﺬﺕ ﻣﯿﺒﺮﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻥ ﺑﻮﯾﮋﻩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺗﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻞ ﻓﺮﺩﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻣﯿﺒﺎﺷﯿﺪ ، ﺷﻤﺎ ﻓﺮﺩﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﺑﺎ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺍﯼ ﺭﻣﺎﻧﺘﯿﮏ ﻭ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﻭ ﺧﻼﻕ ﻣﯿﺒﺎﺷﯿﺪ

سرگذشت و در گذشت!!!

آیت الله مجتهدی: آنچه ازسر گذشت؛ شد سرگذشت! حیف بی دقت گذشت؛ اما گذشت! تاکه خواستیم یک «دوروزی» فکرکنیم! بردرخانه نوشتند؛ درگذشت...!!!

آدم هاي بزرگ، متوسط وکوچک

آدم های بزرگ درباره ایده ها سخن می گویند،  آدم های متوسط  درباره چیزها سخن می گویند،  آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند.   آدم های بزرگ درد دیگران را دارند،  آدم های متوسط درد خودشان را دارند،   آدم های کوچک بی دردند.   آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند،  آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند،  آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند.   آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند،  آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند،  آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند.   آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند،  آدم های متوسط پرسش هایی را می پرسند که پاسخ دارد،  آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند.   آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند،  آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند،  آدم های کوچک مسئله ندارند.

داستاني واقعي

کشاورز اسکاتلندی فقیری بود* یکروزصدای فریاد کمکی که از باتلاق می آمد راشنید به سمت باتلاق دویدپسری را دید که تا کمرتولجن سیاه فرو رفته بود و داد میزد و کمک می خواست کشاورز پسربچه رو از مرگ تدریجی و وحشتناک نجات داد.روز بعد، یک کالسکه تجملاتی در محوطه کوچک کشاورز ایستاد.نجیب زاده ای با لباسهای فاخر از کالسکه بیرون آمد و گفت پدر پسری است که نجاتش داد.نجیب زاده گفت: میخواهم از توتشکر کنم، شما زندگی پسرم را نجات دادید. کشاورزگفت: برای کاری که انجام دادم چیزی نمی خوام در همون لحظه، پسر کشاورز از کلبه رعیتی بیرون اومد، نجیب زاده پرسید: این پسر شماست؟ کشاورز جواب داد بله نجیب زاده گفت اجازه بدین پسرتون رو با خودم ببرم و تحصیلات خوب یادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآینده مردی میشه که میتونین بهش افتخار کنین” و کشاورز قبول کرد. بعدها، پسر فلمینگ کشاورز، از مدرسه پزشکی سنت ماری لندن فارغ التحصیل شدودر سراسر جهان به الکساندرفلمینگ کاشف پنی سیلین معروف شدسالها بعدپسر مرد نجیب زاده دچار بیماری ذات الریه شدچه چیزی نجاتش داد؟ پنیسیلین. اسم پسر نجیب زاده چی بود؟ وینستون چرچیل

دنياي زيباي مردانه!!!

ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ چیزی نمی گوید! ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺩﻓﺎﻉ نمی کند! ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺠﻤﻨﯽ، ﺑﺎ ﭘﺴﻮﻧﺪ «...ﻣﺮﺩﺍﻥ»، ﺧﺎﺹ نمی شود... ﻣﺮﺩﻫﺎ ﻧﻤﺎﺩﯼ ﻣﺜﻞ ﺭﻧﮓ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ... ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ، همه از ﺣﻘﻮﻕ ﻭ ﺩﺭﺩﻫﺎ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ. ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺣﻖ ﻭ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻫﺮ ﺯﻧﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮﺩﻫﺎ اﺳﺖ. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮﺩﻫﺎﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺴﺘﻪ! ﻫﻤﯿﻦﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ۱۸ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻭﯾﺪﻥ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ می کنند ﻭ ﻣﺪﺍﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﻘﺐ ﺑﺎﺷﻨﺪ! ﻣﺪﺍﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﺹ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ! ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ، ﮐﺎﺭ، ﺩﺭﺁﻣﺪ، ﺗﺤﺼﯿﻞ... ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻫﺎ هزاران توقع دارند. ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ، ﺧﻮش تیپ، ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪ، ﺧﻮﺵ ﺍﺧﻼﻕ، ﻗﻮﯼ... ﻭ ﺧﺪﺍ ﻧﮑﻨﺪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ اینها نباشند!! ﻣﺮﺩﻫﺎ، ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺻﺒﻮﺭﺍﻧﻪﺍﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻨﯿﻢ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺻﺒﺮﺷﺎﻥ ﺍﺯ زن ها ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ. زمانی ﮐﻪ ﺩﺍﺩ می زﻧﻨﺪ! زمانی ﮐﻪ ﭼﮑﺸﺎﻥ پاس نمی شود! ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺖﻫﺎ ﺧﺴﺘﻪﺍﻧﺪ ﻭ ﮐﻤﯽ ﻏﻤﮕﯿﻦ... ﻣﺮﺩﻫﺎ تمام ﺩﻧﯿﺎﯾﺸﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ منطقی است.... آنها نیازمند آرامشند، ﮐﻤﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭ ﺍﺯﺍﯼ ﻗﺼﺮ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻃﻠﺐ می کنیم... ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﺮ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ! " ﻣﯿﻢ " ﻣﺜﻞ " ﻣﺮﺩ " ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﺍﻥ

صدقه

چرا میّت اگر به دنیا برمی گشت می خواهد صدقه بدهد؟؟ همانطور که الله تعالی می فرماید: (رب لولا اخرتنی الی اجل قریب فاصدق واکن من الصالحین) سوره منافقون ترجمه:پروردگارا چرا مرگ مرابه تاخیر نینداختی تادرراه خداصدقه دهم و ازصالحان باشم. ونگفت: بدنیا بازگردم تا نمازبخوانم یاروزه بگیرم بابه عمره بروم!!! علماء می گویند:میت صدقه راانتخاب می کندچون اثربزرگی بعد ازمرگش می بیند. پس زیادصدقه دهید چون فردمؤمن روز قیامت زیرسایه صدقه اش می باشد، و همچنین از طرف مردگانتان نیز صدقه دهید چون آنها آرزو می کنند به دنیا برگردند وصدقه دهند وعمل صالحی انجام دهنداین آرزوی آنها رابراورده کنیدوفرزندانتان رانیز براین کارعادت دهیدتا صدقه بدهند هدیه به روح جمیع اموات گذشتگان بخصوص پدر مادرای ازدنیارفته بخوانید حمدوسوره وصلوات

ابياتي که مصراع دوم آنها مشهورتراست

1-گر دایره ی کوزه زگوهر سازند از کوزه همان برون تراود که در اوست. بابا افضل 2-با سیه دل چه سود گفتن وعظ نرود میخ آهنین در سنگ سعدی 3-هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست حافظ 4-چنین است رسم سرای درشت گهی پشت به زین و گهی زین به پشت فردوسی 5-امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسان مرابه خیر تو امید نیست، شر مرسان سعدی 6-صوفی نشود صافی ، تا درنکشد جامی بسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی 7-در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب یارب مباد آن که گدا معتبر شود حافظ 8-در محفل خود راه مده همچومنی را افسرده دل افسرده کند انجمنی را قائم مقام 9-مرو به هند و بیا با خدای خویش بساز که به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است 10-منظر دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته در آید حافظ 11-زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی، چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی....