نازنينا، دوست يعني انتخاب يعني از بنده سلام از تو جواب دوست يعني دل به ما بستي رفيق؟ دوست يعني ياد ما هستي رفيق؟ دوست يعني مطلبت را ديده ام يعني احوال تو را پرسيده ام دوست يعني در رفاقت كاملي دوست يعني: نيستي و... در دلي دوست يعني: دوستي را لايقم؟ تو حقيقت، من مجازي عاشقم دوست يعني كار و بارم خوب نيست تو نباشي، روزگارم خوب نيست دوست يعني بغض لبخندم شكست دوري و جاي تو گلداني نشست دوست يعني مثل جان و در تني دوست يعني خوب شد تو با مني دوست يعني حسرت و لبخند و آه ميشوم دلتنگ رويت گاه گاه دوست يعني جاي پايت بر دل است دوري از تو جان شيرين مشكل است دوست يعني نكته هاي پيچ پيچ دوست يعني جز محبت، هيچ هيچ دوست يعني از سكوت من بخوان دوست يعني در كنار من بمان دوست يعني خنده هاي ريز ريز دوست يعني دوستت دارم عزيز تقدیم به کسانی که برای دیگران یک دوست واقعی هستند""

تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن 1393 | 23:4 | نویسنده : احمد احمدی گورجي |
ﺍﮔﺮ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ " ﻏﯿﺒﺖ " ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ، ﺑﺎﻧﮑﻬﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﺴﺎﺑﻤﺎﻥ ﺑﺭﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻏﯿﺒﺖ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ، ﻭﺍﺭﯾﺰ ﮐﻨﻨﺪ ... ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮏ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺣﻔﻆ ﺍﻣﻮﺍﻟﻤﺎﻥ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ . ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻓﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻓﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﯼ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵﺗﺮ ﻭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﻧﺪ؟؟؟ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ... ﻧﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﮔﻮﺷﻬﺎﻳﺘﺎﻥ ﮔﻮﺍﻩ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﻬﺎﻳﺘﺎﻥ ﻧﺪﻳﺪﻩ، ﻧﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﺯﺑﺎﻧﺘﺎﻥ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﻳﺪ ﮐﻪ ﻗﻠﺒﺘﺎﻥ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩﻩ .. " ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮐﻨﻴﺪ " ﻣﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺧﺎﮐﻲ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻴﺮﻭﻳﻢ . ﻣﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺑﻬﺸﺘﻲ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺳﺮ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻳﻢ ... "ﺍﻟﻬﻲ ﻗﻤﺸﻪ ﺍﻱ

تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن 1393 | 21:57 | نویسنده : احمد احمدی گورجي |
پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن باز هم با خنده ات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو با کسی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر عاقلی را یک شب از یادت ببر خاله بازی کن به رسم کودکی با همان چادر نماز پولکی طعم چای و قوری گلدارمان لحظه های ناب بی تکرارمان مادری از جنس باران داشتیم در کنارش خواب آسان داشتیم یا پدر اسطوره دنیای ما قهرمان باور زیبای ما قصه های هر شب مادربزرگ ماجرای بزبز قندی و گرگ غصه هرگز فرصت جولان نداشت خنده های کودکی پایان نداشت هرکسی رنگ خودش, بی شیله بود ثروت هر بچه قدری تیله بود ای شریک نان و گردو و پنیر ! همکلاسی ! باز دستم را بگیر مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟ حال ما را از کسی پرسیده ای؟ مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟ حسرت پرواز داری در قفس؟ می کشی مشکل در این دنیا نفس؟ سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟ رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟

تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن 1393 | 21:53 | نویسنده : احمد احمدی گورجي |
الهي دردهايي هست كه نمي توان گفت و گفتني هايي هست كه هيچ قلبي محرم آن نيست الهي اشك هايي هست كه با هيچ دوستي نمي توان ريخت و زخم هايي هست كه هيچ مرهمي آنرا التيام نمي بخشد و تنهايي هايي هست كه هيچ جمعي آنرا پر نمي كند الهي پرسش هايي هست كه جز تو كسي قادر به پاسخ دادنش نيست دردهايي هست كه جز تو كسي آنرا نمي گشايد قصد هايي هست كه جز به توفيق تو ميسر نمي شود الهي تلاش هايي هست كه جز به مدد تو ثمر نمي بخشد تغييراتي هست كه جز به تقدير تو ممكن نيست و دعاهايي هست كه جز به آمين تو اجابت نمي شود الهي قدم هاي گمشده اي دارم كه تنها هدايتگرش تويي و به آزمون هايي دچارم كه اگر دستم نگيري و مرا به آنها محك بزني، شرمنده خواهم شد. الهي با اين همه باكي نيست زيرا من همچو تويي دارم تويي كه همانندي نداري رحمتت را هيچ مرزي نيست اي تو خالق دعا و مالک آمين . صحیفه سجادیه

تاريخ : چهارشنبه هشتم بهمن 1393 | 21:49 | نویسنده : احمد احمدی گورجي |
فارسی 👈من حضرت محمد را دوست دارم. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🇸🇦عربی 👈أنا أحب النبي محمد. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🇬🇧انگلیسی 👉I love the Prophet Mohammad. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🇫🇷فرانسوی 👉Je aime le Prophète Muhammad. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🇩🇪آلمانی 👉Ich liebe den Propheten Muhammad. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🇹🇷ترکی 👉Ben Muhammed seviyorum. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🇷🇺روسی 👉Я люблю Пророка Мухаммада. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🇪🇸اسپانیایی 👉Me encanta el Profeta Muhammad. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🇧🇷پرتغالی 👉Eu amo o Profeta Muhammad. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🇮🇹ایتالیایی 👉Amo il Profeta Muhammad. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🇨🇷تایلندی 👉ฉันรักศาสดามูฮัมหมัด. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🚩آذربایجانی 👉Mən Peyğəmbər sevgi. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🇯🇵ژاپنی 👉私は、預言者ムハンマドを愛し. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🇰🇷کره ای 👉나는 예언자 무하마드 를 사랑. 🌹🌹🌹 ❤❤❤ 🚩مجاری 👉Szeretem a Mohamed próféta. 🌹🌹🌹 ❤❤❤

تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم دی 1393 | 21:16 | نویسنده : احمد احمدی گورجي |
هرگز در زندگی اين دو را ابراز نكنيد... اول آنچه نيستيد دوم همه آنچه هستيد. هميشه يادمان باشد كه نگفته ها را ميتوان گفت ولی گفته ها را نميتوان پس گرفت. چه سنگ را به كوزه بزنی و چه كوزه را به سنگ. شكست با كوزه است با آدم هايی كه تكليفشون با خودشون روشن نيست دوست نشين... چون شما رو هم بلاتكليف ميكنن. آدم ها را از آنچه درباره ديگران ميگويند بهتر ميتوان شناخت... تا از آنچه درباره خود ميگويند. وقتی قهرمان جهان شدم... انگاه فهميدم كه بايد بيشتر خم شوم تا مدال قهرماني را به گردنم بياويزند. '' جهان پهلوان تختي '' با يك گل هم بهار ميشود اگر در دلمان جوانه بزند. قدرت در ديدن معايب نيست... در گفتن محاسن است. برای دادن گل به ديگران منتظر مراسم تدفين آنها نباشيد . امشب هنگام خوابيدن با خود قدري فكر كنيم... امروز چه كرده ايم كه فردا لايق زنده ماندن باشيم؟ در مسابقه بين شير و آهو بسياری از آهو ها برنده ميشوند.... چون شير براي غذا ميدود و آهو براي زندگی

تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم دی 1393 | 21:13 | نویسنده : احمد احمدی گورجي |
قديما شبا تو بالا پشت بوم ميخوابيديم و ستاره ها رو مي شمرديم و دلمون به وسعت يه آسمون بود. اين روزها چشم ميندازيم به سقف محقر اطاقمون و گرفتاريامونو مي شمريم! قديما يه تلويزيون سياه و سفيد داشتيم و يه دنياي رنگي، اين روزا تلويزيوناي رنگي و سه بعدي و يه دنياي خاكستري! قديما اگه نون و تخم مرغ تموم ميشد راحت مي پريديم و زنگ همسايه رو هر ساعتي از شبانه روز مي زديم و كلي باهاش مي خنديديم اين روز ها اگه همزمان در واحد اونا باز شه بر ميگرديم تا كه مجبور نشيم باهاش سلام عليك كنيم! قديما از هر فرصتي استفاده مي كرديم كه با دوستا و فاميل ارتباط داشته باشيم چه با نامه چه كارت و چه حضوري. اين روزها با "بهترین دستگاه های رسانه ای" هم ارتباط با هم نداريم! قديما تو يه محله جديد هم كه مي رفتيم با دقت و اشتياق به همه جا نگاه مي كرديم. اين روزها دنيا را از پشت دوربيناي عكاسي و فيلمبرداري مي بينيم! قديما خيلي چيزا كم بود و دلمون گنده بود، اين روزها خيلي چيزا هست ولي از دل كوك خبري نيست! قديما تو قديما موند...

تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم دی 1393 | 21:6 | نویسنده : احمد احمدی گورجي |
پنج چیز است که نمی توان آنها را باز گرداند: ۱. سنگ ................... پس از پرتاب شدن" ۲. حرف ................... پس از گفتن" ۳. موقعیت ............... پس از پایان یافتن" ۴. زمان ................... پس از گذشتن" ۵. دل ......................پس از شکستن" هرگز به کسی حسادت نکن بخاطر نعمتی که خدا به او داده ... زیرا تو نمیدانی خداوند چه چیزی را از او گرفته است ... و غمگین مباش وقتی خداوند چیزی را از تو گرفت ... زیرا تو نمی دانی خداوند چه چیزی را عوض آن به تو خواهد داد . همیشه شاکر باش و بگو ... شكر چه زیباگفت کورش کبیر:اگرروزی تصمیم به محاسبه ثروتت گرفتى پولهایت رانشمار.کافی است قطره اشكى برروی گونه ات بریزی.تعداددستانی که آنرا پاک میکنندثروت توست.

تاريخ : یکشنبه چهاردهم دی 1393 | 13:45 | نویسنده : احمد احمدی گورجي |
این متن فوق العادست ینی محشره دکتر علی شریعتی در بیکرانه ی زندگی دو چیز افسونم کرد ، رنگ آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم هست. دکتر علی شریعتی درشگفتم که سلام آغاز هر دیدار است.. ولی در نماز پایان است، شاید این بدان معناس که پایان نماز آغاز دیدار است دکتر علی شریعتی خدایا بفهمانم که بی تو چه میشوم اما نشانم نده!!! خدایا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد.. دکتر علی شریعتی ﮐﻔـﺶِ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ . ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ.. آنطرﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ.. ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ.. ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ.. ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ. ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ : "ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ". دکتر علی شریعتی بر آنچه گذشت, آنچه شکست, آنچه نشد... حسرت نخور ؛زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد .. با کپی کردن این متن به روحش آرامش بدهید..بجای جوکهایی که از این بزرگوار ساخته شده

تاريخ : پنجشنبه یازدهم دی 1393 | 23:34 | نویسنده : احمد احمدی گورجي |
تنهابازمانده ی یک کشتی شکسته توسط جریان آب به جزیره ای دورافتاده برده شد. اوبا بیقراری به درگاه خداوند دعا کردتانجات پیداکند. ساعت هابه اقیانوس چشم میدوخت شایدنشانی ازکمک بیابد اماچیزی بچشم نمی آمد. سرانجام باناامیدی تصمیم گرفت کلبه ای کوچک کنارساحل بسازدتاازخودووسایل اندکش محافظت کند. یک روزپس ازآنکه ازجست وجوی غذابازگشت، خانه ی کوچک رادرآتش یافت؛ اندک لوازمش دودشد وبه آسمان رفت. بدترین چیزممکن رخ داده بود... عصبانی واندوهگین فریادزد: "خدایاچگونه توانستی بامن چنین کنی؟" صبح روزبعدباصدای کشتی که به جزیره نزدیک میشد ازخواب برخاست؛ آن کشتی می آمد تانجاتش دهد..! مردازنجات دهندگان پرسید: "چطورمتوجه شدیدمن اینجاهستم?" آنهاگفتند:"ماعلامت دودی که فرستادی دیدیم.!" . آسان میتوان دلسردشد،هنگامی که بنظرمی رسدکارها به خوبی پیش نمیرود! درباره اتفاقات زندگی زود قضاوت نکنیم

تاريخ : سه شنبه چهارم آذر 1393 | 0:47 | نویسنده : احمد احمدی گورجي |